خرید بک لینک
در مورد عجله به نظرم حرکت و شتاب از بعد روحی ما نشات می گیرد و دلیلش هم اینه که فطرتا ما می خواهیم پویا و در حرکت باشیم و هر آنچه مربوط به حرکت و انرژی باشد در بعد روحی ما قرار دارد و اینکه به شکل عجله خود را نشان میدهد به خاطر ناهماهنگی و عدم یکپارچگی جسم و روح است, روح همچنان پیشتاز است اما در بدن و روانی که با او هماهنگ باشد در جهت این حرکت مشکلی نیست اما اگر هماهنگ نباشد به صورت عجله و خواستنهای آنی درمیاد شاید بشه اینطوری مثال بزنم که روح خیلی وسیعه و جایی برای نشستن در تک تک سلولهای بدن ما می طلبد یا به عبارتی روح همان آگاهی و قسمتهای خالی اتم های بدن ماست که اگر این فضای خالی شلوغ شود

برچسب: مورد,عجله, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:37

فردی بیان کردند که ما چگونه چیزی که نیست را قبول کنیم مثلا روح یا خدا و چگونه وقتی انقدر مجهولات در ذهن وجود داره ما خودشناسی کنیم و مهارتهای زندگی کردن را در این ابهام پیدا کنیم؟شخصا چیزی که خودم درک کردم رو می گم و برای مباحث کلاس از همین بیان استفاده می کنم که برای عموم قابل درک باشه این جوری در نظر بگیرید که مادی گرا ها براین اعتقادند که همه چیز مادی ست و در واقعیت هم درست است همه چیز از اتم تشکیل شده,مثل همه سلولهای بدن ما, هوا, زمین و هر چیز دیگری که وجود دارد اما چیزی که ما آن را روح تعریف می کنیم در اصل حرکت درونی این اتم هاست که باز در همه چیز وجود دارد و قوانین شیمی و فیزیک هم با آن

برچسب: سوالی,مود,روح,خدا, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:37

این که می گن خدا همه جا هست فقط یک تصور نیست یک واقعیت محض است و انرژی و خدا در درون هر ذره اتم وجود دارد و همه جهان از همین ذرات تشکیل شده و همینطور بدن ما و حافظه ما و این که می گن خدا شاهد و ناظر اعمال ماست یعنی خودمان در هر شرایطی در همه جا هستیم و می توانیم خود را آنطور که هست ببینیم یعنی ما قدرت اختیار داریم که می توانیم آن را در وجود خود احیا کنیم.

ایران صادقی
@sadeghiiran
برچسبها: حرفهای نو در نگاه نو

برچسب: این,خدا,همه,هست,یعنی, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:37

در مسیر شناخت اختیار را می فهمیم واز جبر فاصله می گیریم, اتفاقهایی در این سفر درونی و شناخت می افته تا تمام پازل زندگی و معمای زندگی برامون روشن میشه, مثلا اولش فکر می کنیم هیچ چیز سر جای خود نیست اما در این اتفاقات که در زندگی می افته رازهایی برای ما مشخص میشه و به قدرتی در خود پی می بریم که به مرور جای خود را در این هستی پیدا می کنیم انگار زلزله ای بیاد زندگیتو از این رو به اون رو کنه و تازه می فهمی به چه چیزهایی وصل شدی به مرور همه این اضافه ها رو می شناسی و جدا شدن از همه آنها درد داره مثل درختی که هرسش می کنند و دوباره جوانه می زنه و شاخه های نو درمیاد ولی اینبار ذره ذره خودت را خودت انتخ

برچسب: اختیار,مسیر,شناخت,فهمیم, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:37

مثالی برای توضیح جبر و اختیار :فرض کنید در یک اتوبان همه داریم به سمت یک جایی حرکت می کنیم و مسیر هم فقط همینه , بعضی ها می دونن دارن کجا میرن وقتی هدف براشون معلومه و آگاهند و اصلا به جبر و اختیار فکر هم نمی کنند آگاهانه و هدفمند به خاطر رسیدن به هدف بایستی حرکت کنند هیچ بحثی هم ندارند شک و تردیدی هم ندارند با ذوق و شوق هم این راه رو طی می کنند ,بعضی ها اصلا نمیدونن کجا دارن میرن چون تو ماشین بقیه اند و آنها دارن می برندشون کاری هم به هیچ چیز ندارند در کل مسیر هم شاید خواب باشند و مدام خودشون رو سرگرم کنند ,اینها هم به جبر و اختیار کاری ندارند اما تفاوتشون در حضور داشتن و نداشتنه در خواب و ب

برچسب: مثالی,برای,توضیح,جبر,اختیار, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:37

آدما کجا اشتباه می کنند؟
وقتی خودشون را حقیرتر و یا برتر از بقیه بدونن اونوقت صدرصد اشتباه می کنند ما اگه در جای خود بهترین باشیم وقتیست که نه برتری هست نه حقارتی، فقط هستیم.

ایران صادقی @sadeghiiran
برچسبها: حرفهای نو در نگاه نو

برچسب: آدما,کجا,اشتباه,کنند؟, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:37

حذف احساسات یعنی تعقل یعنی رسیدن به آگاهی و عشقچیزی که باعث میشه ما خود را حقیر یا برتر از دیگری بدانیم عدم اعتماد به نفس است و این ریشه در احساسات ما دارد یعنی هنوز احساسات در ما وجود دارند که ما را انقدر بالا و پایین می برند , این نوسانات انسان را از تعادل اصلی خارج می کند هر بالا و پایین رفتنی تعادل نیست, زندگی هم راکد ماندن نیست در هر صورت احساسات ,تعصبات , کینه , انتقام , افکار گذشته و آرزوهای آینده , برتری طلبی و حقارت, .... زنگ خطر و علامتی ست که نشان میدهد ما اشتباه می کنیم در حالیکه با همین احساسات هم فکر می کنیم که تعقل هم داریم و خود را مبرا می دانیم, کسی که تعادل خود را در این زن

برچسب: حذف,احساسات,یعنی,تعقل,یعنی,رسیدن,آگاهی,عشق, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:37

دو نوع اندیشهما دو نوع اندیشه داریم , یکسری اندیشه های مبهم و یکسری اندیشه های روشن, به نوعی یک تاریکی در ذهن وجود دارد و یک روشنی, هر گاه از اندیشه های مبهم خلاص شویم روشنی و نور حاکم می شود و از تاریکی به سمت روشنایی حرکت می کنیم.برای تقویت اندیشه های روشن بایستی جنس آن و ماهیت آنرا درک کنیم که عاری از هرگونه سوگیریست و یک فضای باز و آزاد است در حالیکه اندیشه های مبهم ما به این دلیل مبهمند که یک سوگیری و تعصب در آنها در جهت نفع شخصی یا هر نفع جزیی دیگر در آنها وجود دارند و اگر این گره ها را ببینیم می توان امید داشت که راههای اندیشه مسدود نماند و روشن شوند و تا فرایند تعقل به درستی صورت گیرد.

برچسب: نوع,اندیشه, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:37

فرض کنید می خواهیم خود را بیاراییم و زیبا کنیم این امر چگونه ممکن است وقتی خود را نمی بینیم؟پس وجود یک آینه لازمه و ما در ارتباطات هست که خود را می بینیم باید بتوانیم خود را در چیزها ببینیم وگرنه هرگز به شناخت و آراستن خود نخواهیم رسید و زیباترین و شفاف ترین آینه کسی ست که خود را به وضوح تمام در آن یافتیم یعنی به ذات و ماهیت خودمون در آن دست یافتیم. چیزی یا کسی که ما را به سمت خود جذب می کند مثل یک آهنربا و تمام تضادهای ما را به ما نشان میدهد تا ما خود را یکپارچه و هماهنگ کنیم با شکستن آینه خود را تکه تکه می کنیم و با مراقبت از آینه خود را شفاف تر و زیباتر می کنیم, پس مراقب هم باشیم تا خود را

برچسب: وقتی,خود,نمی,بینیم؟, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:37

انسان موجودی نیازمند است انسان اگر به نیازهای واقعی خود پی نبرد و تشخیص ندهد به ناچار نیازهای جعلی پیدا می کند و قانون طبیعت هم همین است اگر جایی روشنی نباشد تاریک میشود, اگر عشق نباشد خودخواهی جایگزین می شود.اگر نیاز واقعی را حس کنیم ارضا آن نیاز ما را به آرامش و سلامتی هدایت می کند و اگر نیاز جعلی باشد ما هرگز سیر نخواهیم شد و خستگی را در لحظه لحظه های زندگی درک می کنیم.پس شناخت نیاز و دلیل ارضای آن ما را در زندگی هدفمند می کند و نتیجه اش سلامتی و رهایی ست و گرنه ناآگاهانه حتی به ارضای نیازهای واقعی هم بپردازیم هرگز آرام نخواهیم شد.پس ناچاریم فلسفه زندگی را بدانیم و پازل خود را حل کنیم.ایرا

برچسب: انسان,موجودی,نیازمند,است, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:37

صفحه بندی